تبليغاتX
.::.حرف راست.::.

                                           افشین قطبی

يك ايراني در رهبري تيم ملي آمريك
از سال 1997 افشين قطبي وارد كادر فني مربيگري تيم ملي آمريكا شد. يك سال بعد٬ او جزو گروهي بود كه علاوه بر عضويت در هيات فني٬ گزينشگر ارشد بازيكنان تيم ملي آمريكا در جام جهاني 1998 بود. وقتي قرعه‌كشي مسابقات انجام شد و معلوم شد تيم ملي ايران و تيم ملي آمريكا در يك گروه قرار دارند٬ مربي ايراني تيم ملي آمريكا دچار بحران شد. افشين قطبي مي‌گويد:"من عاشق كشورم ايران و مردم آن هستم٬ اما در آن زمان در تيم ملي آمريكا مسئوليت مربيگري داشتم. وقتي متوجه شدم ايران و آمريكا در يك گروه هستند٬ دچار بحران احساسي شديدي شدم. از يك طرف در قلبم احساس مي‌كردم كه ايراني‌ام٬ از سوي ديگر بايد تلاش مي‌كردم وظيفه تخصصي‌ام را به عنوان يك مربي بر حس وطن پرستي كه در من قوي است٬ ترجيح دهم. بورا ميلوتينوويچ در اين مورد به من كمك كرد. او بارها مربي تيم‌هايي بود كه رودرروي تيم ملي كشور خودش قرار مي‌گرفتند. من مي‌دانستم كه تيم ملي ايران چهره‌هاي بسيار مهمي دارد٬ علي دائي شگفت انگيز بود٬ كريم باقري در بازي‌هاي كوتاه و توپ‌هاي بلند مهارت بسياري داشت٬ مهدوي كيا يكي از بهترين گوش‌هاي دنيا بود٬ و وسط كريم باقري و دائي٬ خداداد عزيزي بود كه فني٬ خلاق و غير قابل پيش بيني بود. مهم‌تر از همه تيم ملي ايران بود كه همه اعضايش در خدمت تيم بودند. "

نمي دانستم گريه كنم يا هوورا بكشم؟!
افشين قطبي احساس خودش را دز زمان بازي ايران و آمريكا چنين گفته است:"به من هشدار داده شده بود كه به گذشته ايراني‌ام فكر نكنم. وقتي وارد استاديوم شدم با تشويق حيرت انگيز ايرانياني كه حداكثر استاديوم را پر كرده بودند مواجه شديم. ديدن اين صحنه به هر كسي كه ايراني بود احساسي از غرور مي‌داد و من هم يك ايراني بودم. وقتي توپ به طرف استيلي رفت٬ مي‌دانستم چه اتفاقي مي‌افتد و وقتي استيلي گل زد٬ نمي‌دانستم بايد چه كار كنم٬ گريه كنم يا هوورا بكشم؟! نشستم و به روبرو خيره شدم. آن روز تمام مردم ايران در كشور از تيم ايران حمايت مي‌كردند و اين پيروزي به آنها روحيه داده بود."

كره جنوبي و يك چهارم نهايي 2002
افشين قطبي پس از بازي‌هاي جام جهاني 1998 به آژاكس آمستردام رفت و مدتي در آنجا مشاور فني بود٬ سپس مدتي همين كار را در تيم‌هاي گالاكسي لس آنجلس٬ KFA
كره جنوبي و انجمن فوتبال چين انجام داد. او پس از آشنايي با فوتبال كره جنوبي از سال 2001 همراه با گوس هيدينگ سرمربي تيم ملي كره جنوبي براي آماده كردن تيم اين كشور در جام جهاني 2002 به كره رفت. او تحليل‌گر فني گوس هيدينگ بود. افشين قطبي در مورد كارش در جام جهاني 2002 گفته است:"در جام جهاني 2002 من مدل تاكتيكي همه تيم‌هاي گروه را در كامپيوتر ساختم و از اين طريق تيم و گروه مربيان بازي‌ها را هدايت مي‌كردم. " او از ارزش‌ها و مفاهيم علمي در مربيگري استفاده مي‌كند. تيم كره جنوبي در سال 2002 موفق شد تيم چهارم جام جهاني 2002 شود.
مربي ايراني الاصل٬ بار ديگر به شرق آسيا بازگشت٬ اما اين بار در سمت مربي تيم ملي كره جنوبي و از آن روز‌ها بود كه قطبي در رسانه‌هاي ايراني مطرح و نامش در آن‌ها درج شد٬ در صورتيكه تا پيش از آن كمتر فوتبال دوست وطني٬ او را مي‌شناخت.
بيشترين تاثير بر وي را بورا ميلوتينوويچ داشته است. كو آدريانز(سرمربي سابق پورتو) و گاس هيدينك (سرمربي كره جنوبي در سال 2002) نيز در پرورش فكري قطبي تاثير ويژه‌اي داشته‌اند.

بازگشت به ايران . . .
در سال 2007 به دنبال دعوت سرپرستان تيم پرسپوليس٬ افشين قطبي پس از سي سال وارد تهران شد و با گروهي فراوان از طرفداران پرسپوليس و مادري كه سي سال بود فرزندش را نديده بود٬ مواجه شد.
او همچنين به عنوان مشاور فني تيم‌هايي مانند: آژاكس آمستردام٬ گالاكسي لس آنجلس٬ اوميا آريجاي ژاپن٬
KFA كره و انجمن فوتبال چين كار كرده ‌است. قطبي به عنوان مربي٬ با تفكر هجومي شهرت دارد.

به قول خودش فوتبال را با توپ پلاستيكي و روي زمين‌هاي آسفالت تهران آغاز كرده بود٬ از زمان نوجواني به فوتبال علاقه داشت. قطبي گفته است:"فوتبال در روزهاي نوجواني عشق من و راه زندگي من بود. تيم‌هاي تاج و پرسپوليس را دوست داشتم و علي پروين و ناصر حجازي بازيكنان محبوب من بودند."

نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387  توسط گمنام  |