یه لقمه نون ، یه کاسه ماست ، یه دل خوش ، یه حرف راست !!!
درود بر شما هموطنان
نه! اشتباه نکنید این آقا آرش کمانگیر اسطوره ی ایرانی خودمان نیست که کمان را این چنین نشانه رفته است! اگر چه با بی کفایتی و بی برنامگی مدیران صدا وسیما که با تخصصشان ما را از لحظه ی تحویل سال بی خبر و در ایرانی ترین و اصیل ترین روزها یعنی نوروز پخش آن را با احتساب تکرار به دو بار در روز و تنها چند دقیقه مانده به تحویل سال(اتفاقی که تنها در هر ۳۶۵ روز می افتد) اقدام به پخش مصاحبه(حرف راست) با یکی از بازیگرهای این سریال می کند! وحالا پخش این سریالی که انگار حالا حالا ها پایان ندارد را به هفته ای دو بار رسانده اند. کره ای هایی که صنعتشان کشور ما را فرا گرفته٬حالا فرهنگشان هم فرهنگ و تاریخ چند هزار ساله ما را فرا گرفته.یک پروژه ای که ۵۰ میلیون دلار تنها سود خالص آن بوده است. کافی در اینترنت چرخی بزنید تا مزنه قیمت های دی وی دی آن دستتان بیایید!!! در این نوشته نمی خواهم این سریال را زیر سوال ببرم اما این پرسش را برای همگان بوجود می آورد که مگر کشور ما کم اسطوره دارد؟کم تاریخ دارد؟به نظر شما ارزش آرش کمانگیر (حرف راست)که تمام جان خود را در آن تیر گذاشت تا مرزهای ایران را وسعت بخشد از دعواهای قدرت آنها کمتر است؟ما برای شناساندن اسطوره هایمان به فرزندانمان باید بگوییم که فرزندم جومونگ را می بینی٬ آرش کمانگیر از این قوی تر بود!!! و در پایان یاد آور می شوم که اگر تاریخ و اسطوره های خودمان را ندانیم مانند یک انسان بی هویت می مانیم.البته کوتاهی و بی کفایتی مدیران صدا و سیما که بیشترین هنرشان ساختن سریال های مذهبی با بودجه های چند میلیاردی است بیشترین ظلم را به فرهنگ و تاریخ این مملکت می کند.
سالی دیگر بر عمر پر افتخار مردم ایران زمین اضافه شد.امیدوارم این سال جدید پر از موفقیت ها و پیروزی ها برای شما هموطن گرامی در پی داشته باشد.
به امید ایرانی آباد و آزاد با هر تفکر سیاسی و دینی.
این نوشتار اگر بتواند سر سوزنی در بهبود وضع
کشورمان داشته باشد من حاصل
ان را
مدیون جناب اقای حسن نراقی نویسنده کتاب جامعه شناسی خودمانی می دانم. تقدیم به انان که : هرگز "حقیقت"را قربانی "وجاهت" نکردند. متوجه شدیم که از ایرانیانی که به عراق برای زیارت سفر می کنند انگشت نگاری می کنند و حتی در برخی موارد از چشم هموطنان هم عکس می گیرند و حتی در برخی موارد در مرز مهران به هموطنان ما اهانت می کنند .
اگر هموطنان ما برای زیارت کسی که مثلا برای اینکه تن به ذلت نداد شهید شد می روند پس چرا خود تن به همچین ذلت هایی و اهانت هایی میدهند(جالب این است که هیچ کس هیچ اعتراضی هم نمی کند!!!) عراق و دولت عراق باید بداند که حساب بدهکاری آنها به مردم ایران زیاد است و صاف نخواهد شد اما آیا مردم ما(حرف راست)هم این نکته را میدانند؟ من سنی ندارم ، من آن دوران نبودم و ندیدم اما آثار جنگ و آن همه جوانهایی که برای خاک کشور خود(نه برای اسلام) می جنگیدند و شهید می شدند را با تمام وجود حس می کنم و معنی نسل سوخته را می دانم و از عراق و مردم عراق با تمام وجودم متنفرم.آیا تمام کسانی که در جنگ علیه ایران شرکت کردند همراهان صدام بودند؟مگر نه اینکه از همین مردم عراق بودند تا برای دستیابی به خاک ایران و مانند اجدادشان برای غنائم نیامدند؟
کسانی که از غره و مظلومیت غزه و سکوت جامعه جهانی می گویند پس چرا آن دوران کسی از ایران و مظلومیت ایران نگفت.فلسطینی ها آن زمان کجا بودند؟ ما تا کی باید از این اعراب(تازی ها) ضربه بخوریم؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ما اینقدر در ایران مشکل و معضل داریم ۹(حرف راست) که نوبت به کشورهای دیگر نمی رسد.من به شخصه انسانی را می شناسم که راننده تاکسی است و برای بیماری دخترش(که خود او یک دختر 5 ساله دارد) به دنبال آمپول هایی می گردد که هر کدام آن دو میلیون و نیم قیمت دارد و حداقل ده آمپول می خواهد. شما فکر کنید کدام یک از ما می توانیم در ظرف یک هفته همچین پولی را تهیه کنیم؟ من مشکلی با کمک به غزه ندارم اما اول خودمان! هموطن حتی اگر عراقی ها و دولت ما ظلم این عراقی ها به مردم ما را فراموش کنند ما نباید فراموش کنیم تو نباید فراموش کنی تا تاریخ دوباره تکرار شود!!! ما در انتها حرف های دشمنانمان را به خاطر نخواهیم آورد بلکه سکوت دوستان را به یاد می آوریم!!! کوتاه از "چارلی چاپلین" که یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. من پدر تو هستم ژرالدین، من چارلی چاپلین هستم ، وقتی بچه بودی شب های دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم ، قصه زیبای " گرگ خفته در جنگل قصه "اژدهای بیدار در صحرا" خواب که به چشمان پیرم میآمد، طعنه اش می زدم و می گفتمش برو؛ من در رویای دخترم خفته ام، رویا می دیدم ژرالدین، رویا... رویای فردای تو، رویای امروز تو، دختری می دیدم دختری می دیدم بر روی صحنه، فرشته ای می دیدم بر روی آسمان، که می رقصد و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند، " دختره را می بینی؟ " این دخترهمان دلقک پیره، اسمش یادته؟ " چارلی " آره من چارلی هستم. من دلقک پیری بیش نیستم، امروز نوبت توست، برقص، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تودرجامه ی حریر شاهزادگان می رقصی، این رقص ها و بیشتر از آن، صدای کف زدنهای تماشاگران، گاه ترا به آسمانها خواهد برد. برو، آنجا هم برو، اما گاهی نیزبه روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و یا پاهایی که از بینوایی می لرزد، من یکی از اینان بودم ژرالدین، در آن شبها ی افسانه ای کودکی، که با لالایی قصه های من به خواب می رفتی، من باز بیدار می ماندم، در چهره تو "می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم و از خود می پرسیدم : " چارلی آیا این بچه گربه هرگز ترا خواهد شناخت؟ تو مرا نمی شناسی. ژرالدین در آن شبها بس قصه ها با تو گفتم اما قصه خود را هرگز نگفته ام، این هم داستانی شنیدنی است. داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع میکرد، این داستان من است. من درد گرسنگی را چشیده ام، من درد بیخانمانی را کشیده ام، و از این بیشترها من درد حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزداما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آنرا می خشکاند، احساس کرده ام .با این همه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرتد نباید حرفی زد. داستان من بکار تو نمی آید، از تو حرف بزنیم، به دنبال نام تو نام من است"چاپلین" با این نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خندانده ام بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم. ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون بیایی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل میرساند بپرس، حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید بچه اش نداشت چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار...
در مورد سالروز ۱۸ تیر چه می توانم به آن اضافه کنم که شما قبل از من ندانسته باشید!
اما با سه جمله یادآوری می کنم این روز تاریخی را به آن دسته از آدم های همیشه خواب!!! نخست این که:اگر نمی توانی حقیقت را بگویی حداقل طاقت شنیدن آن را داشته باش. دوم اینکه:کسی که حقیقت را نمی داند احمق است و کسی که می داند و نمی گوید جنایتکار. سوم اینکه: تمام مردم را نمی شود برای مدت طولانی فریب داد،اما بعضی از مردم را می شود برای همیشه فریب داد،تمام مردم را می شود برای مدت کمی فریب داد. در پایان گرامی می دارم این روز را با چند عکس تاریخی و یک لینک کمکی برای عکس های بیشتر. آزاد باشید
سيد افشين قطبي فرزند سيد محمد قطبي در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوريه 1964)٬ در شيراز به دنيا آمد. این عکس رو چند روز پيش در موزه ی واشينگتن گرفته شده است . اشتباه نکنيد، آرم مقدسنظام جمهوری اسلامی نيست ! که توی تمام سالهای مدرسه و دانشگاه از تقدسش برامونميگفتن. این آرم "سيکها"ی هندیه که اجداد بنيانگذار جمهوری حالا فکر ميکنم اونهایی که هنوز به تقدس آرم روی پرچم جمهوری برداشتن آرم قوم "سيک" از روی پرچم اسلامی اعتقاد دارند راحتتر بتونن بهایران فکر کنن. ما که هستیم؟
فرزندان نسلی که : صنعتش ساختن سقاخانه طبابتش دخیل بستن سیاحتش زیارت ائمه اطهار راه حل مشکلاتش نذر و سفره مراسم ملی اش زنجیر و قمه زدن تفریح و سرگرمی اش روضه خوانی فرهنگش شهادت بود و هست دل شیر می خواهد خلاف جریان آب شنا کنی!!! **این دو سه خط را از این بابت نوشتم که یکی از من پرسیده بود چرا ما هزار سال دور خودمان می چرخیم و به هیچ جا نمی رسیم**(نوشته از طلوع ایران) لطفا از وبلاگ دوم ما هم دیدن کنید یکی از مشکلات اساسی در راه کمک به قربانیان خشونت و تجاوزجنسی ، نه تنها در ایران ، که در تمام کشورها دنیا ، اقدامات نادرست یا ناکافی قربانیان است که کار دفاع از آنان را برای وکلا سخت و گاه غیرممکن می کند ( موارد متعددی مثل افسانه نوروزی و مریم عابدی از جمله این موارد است). این امر ناشی از ضربه و شوک شدیدی است که اینگونه جرایم بر قربانیان وارد می کنند و آنها را دروضعیت مبهم و منفعل قرار می دهند ؛ به طوری که گاه قربانیان از بازگویی این واقعه برای نزدیکان خود نیز خودداری می کنند (این مشکل درجوامع ايراني بسیار حادتر و بغرنجتر است) بنابراین بهترین راه حل ، دادن پیش آگاهی در این زمینه و اقدامات حمایتی برای قربانیان، پس از تجاوز است واین کار سازمانهای غیردولتی است که با الگوگیری از سازمانهای مشابه که در سرتاسر دنیا به این منظور تاسیس شده اند ، و با بهره گیری از وکلا، مددکاران و مشاورین داوطلب اقدام به تاسیس مراکز اینچنینی در ایران نمایند.
اگر مورد تجاوز واقع شدیم ، چه کنیم؟ • محل امنی برای خود بیابید ( هر جایی که دور از متجاوز باشد). از یک دوست مورد اعتماد بخواهید که برای دادن آرامش روحی ، نزد شما بماند. • هرگز سعي نکنيد متجاوز را به قتل برسانيد و فقط از دست او بگريزيد ، زيرا پس از قتل ، اولين متهم شما خواهيد بود. • قانون ( مخصوصا در ايران ) بشدت در اين مورد حساس است و از شما حمايت همه جانبه خواهد کرد و متجاوز به عنف به اشد مجازات محکوم خواهد شد. (بشرطي که قتلي رخ نداده باشد) • مدارک و شواهد تجاوز را از بین نبرید .حمام نروید و دندانهای خود را مسواک نزنید و اگر امکان دارد به دستشوئي نيز نرويد تا پليس و پزشک قانوني مدارک باقي مانده را از روي بدن و لباس شما جمع آوري کند. • تمام جزئیات حمله و حمله کننده را تا جایی که امکان دارد ، یادداشت کنید. • بدون معطلي با مراکز حمایت از زنان خشونت دیده و پليس تماس بگیرید. دقت کنيد هرچه ديرتر اين اقدامات را انجام دهيد اثبات جرم سخت تر خواهد شد . پس حتي دقيقه ها را هم از دست ندهيد. • تحت معاینه پرشکی قرار بگیرید. حتی اگر جراحت فیزیکی پیدا نکرده باشید، باید خطر بیماریهای مقاربتی و بارداری را در نظر بگیرید. • برای جمع آوری مدارک قانونی از بیمارستان بخواهید سری آزمایشهای مربوط به تجاوز را در مورد شما انجام دهد. • اگر شک دارید که به شما مواد مخدر داده شده باشد، از آنها بخواهید که آزمایش ادرار از شما بگیرند. این نمونه ممکن است بعدا در دادگاه به نفع شما مورد استفاده واقع شود. • موضوع را به مقامات مسئول گزارش دهید. یک مشاور می تواند شما را از مراحل قانونی کار مطلع کند. • به خاطر داشته باشید که شما به هیچ وجه مقصر نبوده اید و شما همواره پاکدامن هستيد. • آگاه باشید که التیام یافتن عوارض تجاوز نیاز به زمان دارد، پس به خود فرصت بدهید. • این را بدانید که هیچگاه برای گزارش یک تجاوز و تقاضای کمک دیر نیست ،حتی اگر سالها از آن گذشته باشد. بسیاری از قربانیان نمی دانند تا ماهها و حتی سالها ، بعد از تجاوز نیز نیاز به کمک دارند . (عکس تزئینی است) چگونه می توانیم به دوستی که مورد خشونت جنسی واقع شده کمک کنیم؟ • در کنارش حضور داشته باشید ، گوش کنید اما قضاوت نکنید. • دوست خود را به طور جدی تشویق کنید که موضوع را گزارش کند. یک مشاور می تواند اطلاعاتی را که او برای انجام این تصمیم نیاز دارد در اختیارش قرار دهد. • صبور باشید و بدانید دوست شما برای کنار آمدن با این آسیب به زمان نیاز دارد. • او را از کمکهای تخصصی موجود برای او مطلع کنید اما بپذیرید که او خود باید تصمیم نهایی را در این مورد بگیرد. چگونه می توانم خطر آزار جنسی را در مورد خود کاهش دهم؟ • مراقب لیوان نوشیدنی خود باشید و از افراد ناشناس نوشیدنی نگیرید. • وقتی به مهمانی می روید با تعدادی از دوستان خود بروید، مراقب یکدیگر باشید و با هم مهمانی را ترک کنید. • دائم مراقب اطراف خود باشید.
• افراد و بويژه مردان در هر حالتي ميتوانند تحريک شوند ، پس وقار ، ادب و سنگيني دائم شما ميتواند بسياري از سوء نيت ها را قبل از آنکه به عمل برسد در نطفه خاموش کند. دقت کنيد بسياري از تجاوزات در محل کار و فقط در چند لحظه اتفاق مي افتند. • به میزان صمیمیتی که در روابط خود مد نظر دارید توجه کنید و حدود مورد نظر خود را رعایت کنید. • برخي از تجاوزات از طرف اقوام بسيار نزديک مانند پسر عمو و شوهر خاله و ..... اتفاق مي افتد. پس از پوششي استفاده کنيد که تحريک آميز نباشد و با افراد غير همجنس در فاميل ، با احتياط بيشتري معاشرت کنيد.
چگونه می توانیم فرزند خود را از آزار جنسی حفظ کنیم؟ • ارتباط ، ارتباط ، ارتباط • با فرزندان خود صحبت کنید و نامهای مناسبی را برای اعضای بدنشان برای آنها بکار برید. کودکان آگاهتر بهتر می توانند درباره آزاری که نسبت به آنها صورت گرفته توضیح دهند. • کودکان شما باید بدانند که احترام به بزرگترها به این معنی نیست که بزرگترها باعث شوند آنها احساس ناراحتی کنند و هیچ ایرادی ندارد اگر به آنها نه بگویند و محل را ترک کنند. • به غریزه خود اعتماد کنید و اگر غریزه شما به شما می گوید ایرادی در کار وجود دارد آن را جدی بگیرید و خود را از منطقه ريسک دور کنيد. لطفا از وبلاگ دوم ما دیدن فرمایید! |